شعری از زبان فرد مبتلا به بیماری آلزایمر

تاریخ انتشار:آذر ۲۲, ۱۳۹۴
انجمن آلزایمر ایران

شعری از زبان فرد مبتلا به بیماری آلزایمر

شعری از زبان فرد مبتلا به بیماری آلزایمر:

من می فهمم

شاعر  جوی رمبرت

ترجمه :فرانه فرین

خلاصه: شعر در مورد فردی است که به بیماری آلزایمر مبتلاست :

چقدر می تواند تماشای آب شدن من برای تو آزاردهنده باشد

جسم من اینجاست ولی ذهنم نیست 

آنچه که بین ما بود، دیگر شاید به یاد نیاورم

این طولانی ترین خداحافظی ما خواهد بود زیرا ذهن فردی که دوست می داری در حال کند شدن و بتدریج مردن است 

دیگر رفتار من بمانند گذشته نخواهد بود 

ولی تمنا دارم، به خاطر داشته باش که دست من نیست 

من از بار سنگینی که بر دوش ات می نهم، پوزش می خواهم 

روز های سختی در انتظارمان است گاهی با اشک و گاهی با دل شکسته 

ولی بگذار این عشق طولانی با مادر ره مانده،همراه باشد

زیرا این نیز جاودانه نخواهد بود، روح های ما، بار دیگر،

روزی دیگر به هم خواهند رسید

 

 I Understand

by Joy Rembert 

How difficult it must be for you, 

To watch me become less of the person you once knew. 

My body is here, but my mind is not. 

The things we once shared, I may have forgot. 

This will be our longest goodbye. 

For the mind of the person you love, is slowing and will die.

 I will not act or behave like the person I once was. 

But please remember, it’s not something I have control of. 

I’m sorry for this burden I put on you. 

There will be some rough days, with teary eyes and hearts of blue. 

But let the love of so many years carry us the rest of the way. 

Because this is not forever and our souls will meet again one day.