بچه ها و دمانس یا خردسودگی

تاریخ انتشار:بهمن ۲۴, ۱۳۹۴

احتمال آزردگی نوجوانان در برخورد با بیمار مبتلا به آلزایمر

بچه ها و دمانس یا خردسودگی . نوجوانان ممکن است به دلیل رفتارهای « عجیب » بیمار و عدم تمایلش برای آوردن دوستان آنان به منزل و تنفر از درخواست های بیمار از شما آزرده شوند. نوجوانان همچنین می توانند به طور فوق العاده ای دلسوز، حمایت گر، مسئولیت پذیر و نوع دوست باشند و همانند شما احساسات مختلفی را تجربه نمایند. آنها اغلب احساس نوع دوستی و مهربانی پایداری دارند که خوشایند و مؤثر است و گاهی همانند شما به دلیل مشاهده بیمار عزیزشان که رو به زوال است احساس غم و اندوه و شرمندگی و تنفر می نمایند.

این احساسات متفاوت منجر به یکسری اعمال معما گونه می شود که برای اعضاء خانواده گیج کننده است. به طور کلی سال های نوجوانی سال های سختی است. خواه مشکلاتی در خانه وجود داشته یا نداشته باشد. با این حال اکثر بزرگسالان هنگامی که به گذشته رجوع می کنند، درمی یابند در صورتی که نوجوانان در مشکلات خانواده مشارکت کنند در آینده افرادی بالغ و کامل خواهند شد. مطمئن باشید که نوجوانتان، ماهیت بیماری و آنچه را که در جریان است به خوبی درک می کند. در مورد آنچه که اتفاق می افتد با او صادق باشد.

توضیحاتی که به آرامی و ملایمت داده می شوند کمک بسیار بزرگی خواهد کرد. نوجوان را در گفتگوهای خانوادگی، گروه ها و جلساتی که با کارشناسان بهداشتی دارید، شرکت دهید تا بهتر متوجه وقایع داخل خانواده گردد. هنگامی که خسته یا عصبی نیستید، زمانی را مختص فرزندتان در نظر گیرید تا ارتباطی خوب با وی داشته باشید و به علایقش گوش فرا دهید. به خاطر داشته باشید که او زندگی ای جدا از این بیماری و این موقعیت دارد. سعی کنید برای دوستان نوجوانش فضایی مجزا از فرد بیمار، در نظر گیرید. به یاد داشته باشید که ممکن است به خاطر تمام آنچه که باید با آن مواجه شوید صبرتان کمتر و آسیب پذیرتر شوید.

مجددا یادآور می شویم که:

باید زمانی برای استراحت خود در نظر گیرید تا در مقابل فرزندان صبورتر گردید. هنگامی که بیمار به منزلتان نقل مکان می کند، مهم است که هم او و هم فرزندانتان بدانند چه کسی در خانواده قوانین را وضع کرده و چه کسی آنان را نظم می دهد. وقتی پدر / مادربزرگ فراموشکار است، مهم است که فرزندان بدانند که شما برای اجتناب از درگیری ها چه انتظاراتی از آنان دارید، مثل؛ « مادربزرگ می گوید: من نمی توانم با دوستم دیداری داشته باشم » یا « بابا بزرگ می گوید: من باید تلویزیون را خاموش کنم ».

زمانی که بیمار، فرزندان نوجوان دارد، در واقع آنان، در زمان حساسی از زندگی والد را از دست می دهند. در عین حال باید با بیماری و مشکلات پایان ناپذیر آن مقابله نمایند. به علاوه احساس می کنند والد دیگر را هم به دلیل خستگی و فشار مراقبت از والد بیمار از دست داده اند.در این حالت تقریبا با مسئولیت های سنگینی مواجه هستید. باید کمک های لازم را جهت حفظ سلامت روانی و جسمانی خود تدارک ببینید تا بتوانید به یاری فرزندانتان ادامه دهید. از آنجا که نوجوانان اغلب با یک فرد غریبه راحت ترند تا با والد، از یک خویشاوند، معلم یا روحانی تقاضا کنید تا نقش « یک دوست خاص » را بازی نمایند. از گروه های حمایت کننده انجمن آلزایمر نیز می توانید کمک گیرید.