تکرار مکررات در بیمار مبتلا به آلزایمر

تاریخ انتشار:بهمن ۲۴, ۱۳۹۴

تکرار مکررات در بیمار مبتلا به آلزایمر

تکرار مکررات در بیمار مبتلا به آلزایمر گاه بیمارتان سؤالی را چندین بار در یک مدت کوتاه از شما می پرسد. ممکن است تکرار سؤال از دید بیمار، نوعی ابراز وجود و اثبات خویشتن باشد، به نحویکه جواب به آن، برای او چندان مهم نیست.  بیمار با تکرار به خود می گوید ” من قادرم یک مطلب را بخاطر بیاورم و آن را تکرار کنم.” و یا شاید پرسش مکرر به دلیل فراموش نمودن پاسخ شماست و تکرار می تواند امنیت فکری را به او بازگرداند. اگر این مشکل شما را ناراحت نمی کند، هیچ اقدامی نکنید. اما اگر باعث آزار شماست، به منظور متوقف نمودن آن:

به عنوان اولین گام، سعی کنید که آرامش و خونسردی خود را حفظ نمایید!

– باید کاری انجام دهید که بیمار احساس امنیت داشته باشد، با خواندن شعر، دیدن عکس های قدیمی، استفاده از تخته و یا کاغذ برای نوشتن و یادآوری، درآغوش گرفتن و نوازش بیمار، این امنیت نسبی به وجود می آید.

– گاه لازم است به بیمار متذکر شویم که این سؤال را ایشان چندین بار تکرار کرده اند و جواب شنیده اند، اما باید این مسئله با لحن بسیار آرام و محترمانه و بدون بحث و پرخاشگری باشد.

– اگر بیمار سؤال را مجدد و مجدد مطرح نمود، باید با تغییر دادن موضوع و ابراز محبت و تشویق وی به انجام اعمال ساده، حواسش را منحرف سازیم. به طور مثال در منزل، لباس ها را مرتب کند یا کفش ها را واکس بزند …..

ü      مردی از همسر بیمارش که هر شب می پرسید: « تو کیستی؟ و ‌در رختخواب من چه می کنی؟‌ »‌ناراحت می شد. شوهر سعی می کرد به او توضیحی ندهد و با ملایمت به سؤالات او بی اعتنایی می کرد. او سرش را برمی گرداند یا پشتش را به همسرش می کرد و وانمود می کرد که او چیزی نگفته است. سرانجام زن سؤال کردن را متوقف می کرد. ‌این شیوه در بعضی از افراد مؤثر است اما ممکن است در برخی دیگر باعث ایجاد ناراحتی گردد و بعضی دیگر را، به دلیل اینکه جوابی نشنیده اند عصبی کند. بررسی این موضوع که چه شیوه ای در مورد بیمار شما مؤثر است، گاهی اوقات از پاسخ دوباره، مفیدتر است. به او اطمینان دهید که همه چیز خوب است و شما از او مراقبت می کنید.

ü      مادر مردی به طور مرتب می پرسید: چه موقع مادرم دنبال من می آید؟ وقتی مرد به او می گفت که مادرش سالهاست که فوت کرده، ناراحت می شد و مجددا چند دقیقه بعد سؤال را تکرار می کرد. مرد متوجه شد که این سؤال در حقیقت به این معناست که مادر احساس می کند گم شده است، بنابراین این بار به او گفت:‌ ‌من از شما مراقبت خواهم کرد . این پاسخ کاملا او را آرام نمود. این مرد همچنین می توانست بگوید: « ‌در مورد مادرت توضیح بده ». ‌یا « آیا زمانی را که مادرت ما را به تئاتر برد به خاطر می آوری؟ »

مادرم به دنبال من می آید: بیمار شما ممکن است فراموش کند فردی که قبلا می شناخته، فوت کرده است. ممکن است بگوید: «مادرم به دنبال من می آید» یا « من به دیدن مادر بزرگم می روم». دلیل آن، آسیب دیدن حافظه کوتاه مدت فرد و در نتیجه فراموش نمودن اتفاقات اخیر است. در ذهن او،گذشته به حال تبدیل شده است. اگر بیمار شما چنین اظهاراتی دارد، به جایِ تکذیب یا تظاهر به موافقت با او، سعی کنید به احساسات وی در مورد فقدان پاسخ دهید. اگر به طور صریح به فرد بگوییم که مادرش سالها پیش فوت کرده، ممکن است او را آشفته کنیم.

توجه دائمی اش نسبت به این خاطرات، بدین معنی است که آنها برایش مهم هستند. از او بخواهید که در مورد مادرش برای شما صحبت کند، یا عکسی از او را از آلبوم عکس به شما نشان دهد یا بعضی از داستان های قدیمی خانواده را برای شما بازگو نماید. با این اقدامات، به احساسات وی پاسخ داده شده بدون اینکه به او آسیب رسد.