اهانات و شکایات بیمار و کنار آمدن با آن

تاریخ انتشار:بهمن ۲۵, ۱۳۹۴

اهانات و شکایات بیمار و کنار آمدن با آن

اهانات و شکایات بیمار و کنار آمدن با آن ، گاهی اوقات این بیماران، بر خلاف مراقبت ها و تلاش های مهربانانه شما، به طور مکرر شکایت می کنند. وی ممکن است به شما بگوید: «‌تو نسبت به من سنگدل و بی رحمی» یا « من می خواهم به خانه بروم » ‌یا « تو وسایل من را می دزدی » یا « ‌من تو را دوست ندارم ».

زمانی که شما نهایت سعی تان را برای مراقبت و کمک به او می کنید و او چنین جملاتی را به شما می گوید ممکن است احساس آزردگی یا عصبانیت نمایید و اولین واکنش شما این باشد که با این انتقاد ها به طور شخصی برخورد نمایید. ممکن است بلافاصله وارد یک بحث و جدل دردناک و بی هدف شوید که امکان دارد منجر به یک واکنش ناگوار و فاجعه آمیز یا حتی جیغ و فریاد، گریه و پرتاب اشیاء به طرف شما و خستگی و آزردگی بیشتر شما شود.

اگر چنین اتفاقی رخ می دهد، اندکی تأمل کرده و آنچه را که رخ داده مجددا مرور نمایید. حتی اگر بیمار خوب به نظر رسد، در حقیقت به مغز او آسیب جدی وارد شده است. اجبار برای تحت مراقبت کسی بودن، احساس گم شدن و از دست دادن تعلقات و وابستگی و عدم استقلال ممکن است در نظر بیمار حادثه ای ظالمانه باشد.

جمله « تو نسبت به من سنگدلی » ممکن است واقعا به این معنی باشد که: « زندگی و روزگار نسبت به من سنگدل است ». از آنجا که بیمار نمی تواند دقیقا واقعیات اطراف خود را از یکدیگر تمیز دهد ممکن است تلاش های شما را برای کمک به او به طور اشتباه دخالت، محدودیت و نوعی آزار و اذیت قلمداد کند. او ممکن است قادر نباشد که حقیقت افزایش اختلال مغزش، وضعیت اقتصادی اش، رابطه ای که در گذشته با شما داشته و تمام آنچه که شما از آن اطلاع دارید را بپذیرد، درک کند یا به خاطر آورد.

به عنوان مثال؛ او تنها می داند که وسایلش رفته اند و شما آنجا هستید. بنابراین احساس می کند که احتمالا شما باید آن چیزها را دزدیده باشید.

ما نمی توانیم بدانیم که یک بیمار مبتلا به آلزایمر چگونه احساس می کند یا درک می کند اما خانمی، روش های عاشقانه و محبت آمیزی را برای تفسیر و پذیرش جملات دردناکی که همسرش می گوید یافته است:

او می گوید: « من می خواهم به خانه بروم ». در واقع منظورش این است:‌« من می خواهم به گذشته ام، به زندگی و کیفیت زندگی برگردم، زمانی که همه چیز هدفمند به نظر می رسید و من مفید بودم، زمانی که می توانستم حاصل تلاش بازوانم را ببینم و زمانی که من از هیچ چیز نمی ترسیدم ».

وقتی او می گوید : «‌من نمی خواهم بمیرم »، منظورش این است: «‌من بیمارم، گرچه درد ندارم. هیچ کس درک نمی کند که چقدر بیمارم. همه اوقات چنین حسی دارم، بنابراین احتمالا در حال مرگ هستم. من از مرگ می ترسم ».‌

وقتی می گوید: «‌من هیچ نگرانی ندارم »، منظورش این است: « من در گذشته در کیف پولم مقداری پول حمل می کردم. اکنون در جیب های شلوارم هیچ چیزی ندارم. من عصبانیم زیرا نمی توانم پیدایش کنم. چیزی در مغازه وجود دارد که می خواهم آن را بخرم. مجبورم که بیشتر دنبالش بگردم ».

وقتی می گوید: « همه کجا هستند؟ » منظورش این است: « من افراد بسیاری را اطراف خود می بینم اما آنها را نمی شناسم. این چهره های غریبه و ناآشنا متعلق به خانواده من نیستند. مادرم کجاست؟ چرا ترکم کرده است؟».

در مواجهه با چنین اظهاراتی از تکذیب و مخالفت و بحث و جدل با بیمار بپرهیزید. این واکنش ها منجر به رفتارهای ناگوار و فاجعه آمیز می گردد. سعی نکنید که بگویید: « من وسایل تو را ندزدیده ام »، یا « شما در خانه هستید »، « من به شما مقداری پول داده ام ». سعی نکنید که برایش دلیل بیاورید. گفتن این جمله که « مادرت ۳۰ سال است که فوت کرده » تنها او را آشفته تر و آزرده تر می کند.

بعضی از خانواده ها دریافته اند که بی توجهی به بسیاری از این شکایات و منحرف کردن حواس بیمار مفید خواهد بود. بعضی از خانواده ها با احساساتی که از جانب بیمار بیان می شود همدلی کرده و دلسوزانه پاسخ می دهند: « بله ، عزیزم من می دانم که شما احساس گم شدن می کنید ». « زندگی به نظر ظالمانه می رسد ».‌« من می دانم که شما می خواهید به خانه بروید ».

البته ممکن است که گاهی اوقات عصبی شوید، به ویژه هنگامی که شکایات ناعادلانه ای را به طور مکرر شنیده باشید. در هر صورت انسان هستید و این احساسات طبیعی است. احتمالا بیمار بلافاصله این حالت شما را فراموش خواهد کرد.

شاید شما بتوانید با این اظهارات سازگار شده و کنار بیایید اما در مورد دیگران چطور؟ گاهی اوقات این بیماران صفات ناشایسته یا توهین آمیزی را به دیگران نسبت می دهند. اینها می تواند زمینه های زیادی را شامل شود، از صراحت های ساده لوحانه مثل گفتن جمله « جورابت پاره است » به اقوام، یا توهین هایی مثل فریاد زدن بر سر همسایه که برایش غذا آورده بود و گفتن جمله « از خانه من بیرون برو تو می خواهی ما را مسموم کنی ».

این بیماران ممکن است برای دوستان صمیمی یا غریبه ها داستان هایی نیز تعریف کنند. مثل « دخترم من را در اتاقم حبس می کند ». هنگامی که وی را به مهمانی می برید، ممکن است کتش را بپوشد و بگوید: « برویم خانه اینجا نفرت انگیز است ».

این بیماران، با یکدیگر متفاوت هستند. برخی از آنان، مهارت های اجتماعی شان سالم باقی می ماند. در بعضی دیگر ممکن است رک گویی تظاهر شود. بعضی دیگر ترسو و بدبین شده و دیگران را متهم می کنند.

بعضی از بیماران اغلب فردی را که در حال صحبت با وی هستند اشتباه می گیرند یا موقعیت را اشتباه می گیرند. هنگامی که چنین رفتارهایی از طرف یک کودک باشد دیگران به این رفتارها لبخند می زنند زیرا همه می دانند که یک کودک هنوز رفتارهای صحیح و آداب اجتماعی را نیاموخته است. برای شما نیز مفید خواهد بود که به افراد اطراف خود بیاموزید که بیمارتان رفتارهای صحیح و آداب اجتماعی را فراموش کرده است.

چنین رفتارهایی نتیجه یک بیماری خاص است و علیرغم اینکه چنین رفتاری غم انگیز است، عمدی و از روی آگاهی نمی باشد. اگر ممکن است به آن دسته افرادی که شما و بیمارتان را می شناسند مثل همسایه ها، دوستان و حتی مغازه داران، در مورد وضعیت بیمارتان توضیح کاملی بدهید. البته به آنها اطمینان دهید که این بیماری فرد را خطرناک نکرده و او دیوانه نیست.

در صورتی که بیمارتان در معرض همگان به دلیل واکنش ناگوار و فاجعه آمیز عملی ناشایست انجام داد او را به آرامی از آنجا دور نمایید. بهترین کار، ممکن است سکوت باشد. با وجودی که این مسئله می تواند ناراحت کننده باشد، اما لزومی ندارد که به غریبه ها هیچ توضیحی دهید.

انحراف حواس روشی خوب برای خارج نمودن بیمار از به وجود آوردن یک موقعیت ناراحت کننده است. به عنوان مثال اگر بیمار یک سؤال شخصی پرسید، موضوع را عوض کنید. زمانی که وی به دیگران می گوید که شما او را زندانی کرده اید یا به او غذا نمی دهید، سعی کنید حواسش را منحرف کنید. از تکذیب او به طور مستقیم پرهیز کنید زیرا ممکن است منجر به یک جر و بحث بین شما و بیمار شود. در صورتی که چنین اهانت هایی نزد کسانی صورت گرفت که آنها را می شناسید، می توانید بعدها راجع به بیماری به آنها توضیح دهید. اگر آنها غریبه و ناآشنا بودند از خود بپرسید :

آیا واقعا اهمیت دارد که آنها چه فکر می کنند! ؟

× شناسایی خدماتی که می تواند بشما کمک نماید

با پیشرفت بیماری، زندگی هم برای بیمار و هم برای مراقب مشکل می شود. از این رو مشخص نمودن افرادی مانند بعضی از اعضاء خانواده و یا دوستان خوب که بتوان با آنها در این مورد به راحتی گفتگو کرد، می تواند کمک بزرگی باشد و نیز همواره به خاطر داشته باشید انجمن آلزایمر ایران متعلق به شما و در کنار شماست.

شبکه حمایتی شما :

به هنگام پیشرفت بیماری،‌ داشتن یک گروه حمایت کننده اهمیت ویژه ای خواهد داشت. کمی وقت صرف این مهم بنمایید و اسم و شماره تلفنهای اشخاصی که می توانند در آینده به شما کمک کنند را تهیه کنید.

–         انجمن حمایت از بیماران مبتلا به آلزایمر

–         پزشک

–         وکیل

–         همسایه ها (چنانچه وضعیت اورژانس پیش آید)

–         نیروی کمکی در منزل (فرزندان)

–         پرستاری در منزل

–         سرای سالمندان

خانواده:

اعضای خانواده می توانند با گوش دادن به نظرات هم، با یکدیگر همدردی نمایند. باید به خاطر داشت که هر یک از افراد خانواده با این مسئله برخورد متفاوت خواهند داشت و هیچکدام از راهها بهتر یا بدتر نیست. دوری گزیدن از دیگران و انتخاب انزوا و تنهایی روش صحیحی نیست.

با تشکیل جلسات فامیلی می توان افراد خانواده را آگاه ساخت و حتی آنها را درگیر نمود. به بچه ها توضیحات لازم را در مورد بیماری بدهید تا آنها متوجه اثرات ناشی از این بیماری بشوند. می توان برای توجیه آنان از کتاب( به عنوان مثال بوی شکلات)، پمفلت تهیه شده توسط انجمن آلزایمر ایران و سی دی استفاده  کرد.

با خبر ساختن دوستان و آشنایان:

دوستانتان را از تشخیص طبی آگاه سازید و به ایشان اطلاعات دهید. آنها باید بدانند که محدود شدن روابط اجتماعی و عدم شرکت در فعالیتهای سابق از پیشامدهای رایج بیماری آلزایمر است.

به خاطر داشته باشید که همه، از مشکلات بیماری آلزایمر مطلع نیستند و در ضمن ممکن است بعضی ها برای باور کردن این تشخیص برای شما و یا عزیزتان نیاز به زمان بیشتری داشته باشند. با آنها مدارا کنید و اطلاعات لازم را در اختیارشان قرار دهید.

صحبت با گروه بهداشت و درمان:

شما در طول بیماری، به تعدادی از متخصصین چون مغز و اعصاب، روانپزشک(اعصاب و روان)، کار درمان و روانشناس نیاز خواهید داشت. هم اکنون تیم درمانی خود را از میان متخصصینی قابل اعتماد، انتخاب کرده و پیوسته این گروه را از وضعیت سلامت خود مطلع سازید و هرگونه تغییری را که مشاهده کردید با آنها مطرح کنید.