شیوه انتخاب یک مراقب بیمار مبتلا به آلزایمر

تاریخ انتشار:اردیبهشت ۷, ۱۳۹۵

شیوه انتخاب یک مراقب بیمار مبتلا به آلزایمر

شیوه انتخاب یک مراقب بیمار مبتلا به آلزایمر (نوشته آقای احمد حسنانی ، تیرماه ۱۳۹۴). با استفاده از تجربیات خود و آموزه های متخصصان انجمن آلزایمر ایران و برداشت از مطالعه مطالب مربوط به شیوه های مراقبت از بیمار مبتلا به آلزایمر خود به شرح زیر بکار گرفته ام که به نظر می رسد مفید بوده و از شتاب بیماری بطور چشمگیری جلوگیری می کند.

۱- برای بیرون رفت از انزوا و ایجاد اعتماد به نفس ارتباط مستمر بین بیمار با افرادیکه مورد علاقه اش هستند را از طریق ملاقات حضوری و یا تماس تلفنی هرچند کوتاه مدت برقرار کرده ام.

۲- در محیط خانه و فضای باز او را به قدم زدن وامیدارم حتی در موقع نشستن هم او را به حرکات دست و پا و سر و گردن تشویق می کنم و روزی دو بار با او همراه می شوم و هربار ۲۰ مرتبه با هم نفس عمیق می کشیم.

۳- برای پویایی فکر و عدم احساس پوچی در هر فرصتی درباره موسیقی، ورزش، سیاست و مسائل اجتماعی و فرهنگی و هنری و رخدادهای تلخ و شیرین جامعه بطور ساده او را به بحث می کشانم و به خواندن کتاب، مجله و روزنامه وامیدارم.

۴- بهداشت فردی و محیط زندگی را جدی رعایت می کنم و زیرکانه قسمتی از امور را که توانایی انجام آن را داشته و علاقمند باشد به او واگذار میکنم.

۵- به افکارش که غالبا بی محتوا هستند و از لابلای آنها خواسته های کودک مآبانه اش را می یابم درصورت امکان به آنها عمل کرده و انجام پاره ای از آنها را که غیرمنطقی و ناممکن است به زمان دیگری موکول می کنم که سرانجام به فراموشی می انجامد.

۶- سطح خودیاری و خودباوری و مسئولیت پذیری او را با شرکت دادن در کارهای آسان خانه دوام می دهم.

۷- در قبال بعضی کردارهای فریب کارانه اش تلاش می کنم نیازهای روانی اش را یافته و در حد مقدور به آن جامه عمل بپوشانیم.

۸- روزانه مقدار لازم نوشیدنی اعم از آب ، شیر ، چای و آب میوه به او می خورانم.

۹- استراحت و خواب کافی را همواره برایش تدارک می بینم و او را وادار به انجام آن می کنم.

۱۰- خوردن صبحانه را برای او یک اصل قرار داده ام.

۱۱- در قبال لجبازی و سوءظن و بدبینی و تهمت و حتی توهین او که گاهی پیش میاید خونسردی خود را حفظ کرده و هرگز تسلیم احساسات منفی نمی شوم.

۱۲- چون بیماری اش دارای نوسان است بیشتر خواسته ها و نظرات خود را که لازم تشخیص می دهم در زمان هوشیاری نسبی اش باو می قبولانم.

۱۳- در فداکاری و ایثار محبت تظاهر نمی کنم و خدمات خود را با رفتاری متعادل و مناسب انجام می دهم.

۱۴- چون خدمات و محبت های مرا درک می کند و گاهی تلاش می کند با اعمال و یا گفتار کودکانه در مقام قدرشناسی برمی آید، مرا در خدمتم مصمم تر می کند.

۱۵- چون امکان کمک از اطرافیان خود در مراقبت از بیمار را ندارم، جز اینکه توان جسمی و روحی خود را ارتقاء دهم و برنامه ریزی برای تسهیل وظایف خود تنظیم کنم و از فرصت ها بهره بگیرم راه دیگری ندارم.

۱۶- چون بیمارم باید الزاما داروهای دیگری در رابطه با بیماری های روانی، فشار خون، نارسایی قلبی و کلیوی مصرف کند برای جلوگیری از غفلت خود داروهای روزانه او را برای هر نوبت قبلا در شیشه های دربسته کوچک که زمان مصرف آن مشخص شده آماده کرده و بهش میخورانم.

۱۷- نظر به اینکه سلامت جسم و روان هر مراقب؛ اصلی است که باید به آن بهای لازم داده شود من هم برای نیل به این هدف برنامه ای شامل شرکت در جلسات آموزش و گردش های جمعی که انجمن آلزایمر ایران ترتیب می دهد و پیاده روی و ورزش ، گردش و معاشرت ، ایجاد تنوع و برون رفت از حالت یکنواختی با مطالعه کتاب و نشریات ، آگاهی از خبرهای روز ، بهره گیری از موسیقی و هنر و حل جدول و سرگرمی های مختلف پیش بینی نشده دیگر برای خود تنظیم کرده ام و زمانی هم برای تحقیر مشکلات پیش روی خود، رنجهای بی کران افراد محروم و بیماران لاعلاج جامعه را در ذهن خود به شماره می گذارم.

احمد حسنانی

تیرماه ۱۳۹۴