اهمیت تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر

تاریخ انتشار:خرداد ۵, ۱۳۹۵

اهمیت تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر

اهمیت تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر :

مداخلات و برنامه‌های درمانی وجود دارند که می‌توانند با تشخیص به موقع و در مراحل اولیه بیماری، مؤثر واقع شوند. بعضی از این مداخلات اگر زودتر اعمال شوند می‌توانند بسیار مؤثرتر عمل کنند. از طرفی از نقطه نظر مباحث اقتصادی بسیاری معتقدند با تشخیص زودهنگام و اقدامات به موقع می‌توان از تأثیرات منفی اقتصادی و بار هزینه‌های تحمیل شونده بر جامعه و سیستم‌های خدماتی- حمایتی کاست .

در حال حاضر ، وجود اختلال در گروه کثیری از افرادی که با علائم دمانس زندگی می‌کنند، دیر تشخیص داده می‌شود. این مسئله موجب تأثیر قابل ملاحظه در درمان می‌شود که فاصله درمانی « زمان از دست رفته » را ایجاد می‌کند و متعاقب دسترسی این افراد به اطلاعات ، درمان و مراقبت ، خدمات حمایتی محدود گشته و مشکلات عدیده‌ای را برای همه افراد درگیر از بیماران گرفته تا خانواده‌ها، مراقبین، جوامع و سیستم‌های سلامت و بهداشت ایجاد میکند.

هرچند که راه مشخص و یکسان برای پوشش این « زمان از دست رفته» در همه نقاط جهان وجود ندارد، اما چیزی که پر واضح است اینکه هر کشوری نیاز به یک « برنامه استراتژیک ملی دمانس » دارد که موجب ارتقاء آگاهی جامعه  و گروه‌های حرفه‌ای، غیرحرفه‌ای شده و توجه به تشخیص زودهنگام را مد نظر قرار دهد.

سیستم‌های اولیه خدمات سلامت ، متخصصین و مراکز درمانی و سیستم‌های حمایتی – اجتماعی هر یک به سهم خود و با توجه به منابع در دسترس نقشی مهم در این امر ایفا می‌کنند.

به گفته دکتر دیزی اکوستا رئیس انجمن جهانی آلزایمر :”شکست در تشخیص زودهنگام و به موقع موجب از دست دادن فرصت‌های ارزشمند برای بهبود کیفیت زندگی میلیون‌ها نفر افرادی که با دمانس زندگی می‌کنند خواهد شد.”

در گزارش انجمن آلزایمر جهانی( ۲۰۱۱) به موارد زیر اشاره شده است:

–  در بیش از ۲/۳ افراد مبتلا به دمانس ؛ تشخیص بیماری داده نمی شود.

– در کشورهای با درآمد بالا فقط در ۵۰% – ۲۰% افراد علائم دمانس تشخیص داده می‌شود و این در حالی است که در کشورهای کم درآمد این درصد بسیار کم‌تر است. برای مثال مطالعه‌ای در هند نشان می‌دهد که  ۹۰% افراد مبتلا به دمانس بدون تشخیص در جامعه زندگی می‌کنند.

– عدم تشخیص بیماری موجب تقویت باورهای غلط نظیر؛ انتساب فراموشی و دمانس به سالمندی و کهولت سن شده و این باور موجب می‌شود که این تصور غلط که کاری نمی‌توان انجام داد پا برجا بماند. در مقابل، گزارشات جدید نشان می‌دهد که مداخلات درمانی – مراقبتی حتی در مراحل اولیه وقوع بیماری می‌تواند مؤثر و کارساز است.

– داروها و مداخلات روانشناسی برای افرادی که در مراحل اولیه بیماری هستند می‌تواند موجب بهبود اختلال شناختی، حفظ استقلال فردی و کیفیت زندگی آنان شود.

– حمایت و برگزاری جلسات مشاوره برای مراقبین(گروههای حمایتی) می‌تواند موجب بهبود خلق و خو و کاهش فشار روانی ناشی از مراقبت گشته و از طرف دیگر بستری شدن و یا سپردن بیماران به آسایشگاه و خانه‌های سالمندی را به تعویق ‌اندازد.

– بهتر است که دولت‌های نگران از افزایش هزینه‌های خدمات درمانی/ مراقبتی ، آگاه باشند که هزینه امروز، پس‌انداز فرداست. براساس تحلیل یک گزارش اقتصادی، پیش‌بینی می‌شود که تشخیص زود هنگام می‌تواند موجب صرفه‌جویی در هزینه‌ها به میزان ۱۰ هزار دلار به ازای هر فرد گردد.

 اهمیت تشخیص زودهنگام

به گفته مارک ورتمن، مدیرعامل انجمن آلزایمر جهانی:

در طول سال‌های گذشته، گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی هزاران مطالعه تخصصی بر روی “تشخیص زودهنگام” به انجام رساندند و به این نتیجه رسیده‌اند که این مسئله هم به نفع بیمار و هم به نفع مراقب او خواهد بود.

تشخیص زودهنگام، همچنین موجب می‌شود که مطالعات و تحقیقات بیشتری بر روی درمان‌های جدید صورت بگیرد. اما در ابتدا باید مطمئن شویم که افراد، دسترسی به مداخلات مؤثر دارند و این به این معناست که سیستم‌های سلامتی وکارکنان باید آماده، تعلیم دیده و ماهر باشند تا بتوانند در مراحل اولیه علائم را تشخیص دهند. بیمار و خانواده نیز باید به طور مؤثر با سیستم‌های حمایتی در تماس بوده و از حمایت آنان برخوردار شوند.

در پایان، انجمن جهانی آلزایمر پیشنهاد می‌دهد که بهتر است هر کشوری برنامه استراتژیک ملی دمانس ویژه خود را با تأکید بر “تشخیص زود هنگام و اقدامات به موقع” طراحی و اجرا کند.

دولت‌ها باید :

– هر کجا که امکان دارد، شبکه‌های جدید از مراکز و متخصصین (به منظور تأیید تشخیص دمانس در مراحل اولیه) را تقویت نمایند و برنامه‌های مراقبتی/درمانی را مدیریت نمایند.

– در مکان‌هایی که تجهیزات ویژه پزشکی وجود ندارد می‌توان از راهنمای تشخیص و برنامه‌های درمانی و مراقبتی، که توسط سازمان بهداشت جهانی و برای افراد غیر متخصص تهیه شده استفاده نمود.

– تسهیل دسترسی به مداخلات مؤثر قابل اعتماد که موجب بهبود عملکردهای شناختی، درمان افسردگی، بهبود خلق و خوی مراقبت کنندگان می‌شود.

– افزایش بودجه‌های تحقیقاتی مطالعات، به منظور آزمایش داروها در مراحل اولیه بیماری و بررسی تاثیر آنها در طولانی مدت و همچنین آزمایش تأثیر مداخلات (با جمع‌آوری شواهد قابل اعتماد) در مراحل اولیه بیماری از دیگر اقدامات مؤثر در شناخت و کنترل عواقب ناشی از دمانس می‌باشد.