افسردگی و دمانس (اختلال شناخت و حافظه)

تاریخ انتشار:دی ۱۸, ۱۳۹۶

افسردگی و دمانس (اختلال شناخت و حافظه)، افسردگی خطر ابتلا به دِمانس را افزایش میدهد.

افسردگی چیست؟

برای همه ی ما پیش می آید که گاهی احساس دلتنگی یا غم و اندوه داشته باشیم، اما این احساسات با تجربه ی افسردگی کاملا متفاوت است. افسردگی بیماری مزمنی است که در آن احساساتی نظیر غم و اندوه، یاس یا کمبود انرژی، بر زندگی فرد سایه می افکند و غلبه بر این احساسات بسیار سخت است. افسردگی یک بیماری شایع است. همچنین در بین افراد مبتلا به دِمانس (اختلال شناخت و حافظه) در تمام مراحل بیماری افسردگی وجود دارد که مشکلات مضاعفی برای فائق آمدن بر بیماری ایجاد می کند.

بسیاری از علائم افسردگی و دِمانس شبیه به هم هستند که می تواند در تشخیص افسردگی در افراد مبتلا به دمانس مشکل ساز شود.

همچنین لازم است افراد مبتلا به افسردگی هر چه زودتر به پزشک مراجعه کنند. هر چه این بیماری سریع تر تشخیص داده شود، راحت تر درمان می شود.

علائم افسردگی چیست؟

بیماری، به درجات مختلف افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. پزشکان افسردگی را به درجاتی نظیر خفیف، متوسط و حاد تقسیم بندی می کنند. برخی از شایع ترین علائم افسردگی به قرار ذیل است:

🔸در اکثر مواقع حالات اندوه، یاس و زودرنجی

🔸اضطراب شدید

🔸عدم تمایل به انجام فعالیت هایی که قبلا لذت بخش بوده است و لذت نبردن از آنها.

🔸احساس عدم عزت نفس، بی ارزشی یا احساس گناه بی مورد

🔸احساس انزوا

🔸اختلال خواب

🔸اشکال در تمرکز

🔸کند شدن کارکردهای ذهنی و جسمی،

🔸بیقراری و آشفتگی

🔸بی اشتهایی یا پراشتهایی و کاهش یا افزایش وزن پیدا کردن

🔸احساس درد و ناراحتی بدون هیچ علت جسمی مشخص

🔸به مرگ و خودکشی فکر کردن

برخی از این علائم شبیه به علائمی است که افراد مبتلا به دمانس(اختلال شناخت و حافظه)  هم تجربه میکنند.

چه عواملی افسردگی ایجاد می کند؟

دلایل بسیار مختلفی می تواند برای ابتلا به افسردگی وجود داشته باشد، که این عوامل می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. اغلب  عواملی همچون موارد زیر در ابتلا به افسردگی موثر هستند:

🔸رویدادهای استرس زا یا ناراحت کننده ، مثل از دست دادن یکی از عزیزان، نقل مکان کردن و…

🔸عوارض برخی از بیماریها یا عوارض جانبی داروها

🔸احساس تنهایی و انزوا

🔸عدم فعالیت، احساس بیهودگی

🔸عدم کنترل روی وضعیت زندگی

🔸نگرانی های مربوط به امور مالی ، روابط عاطفی یا رویدادهای آینده

علاوه بر عوامل فوق، برخی از افراد ممکن است یک زمینه ی ژنتیکی نیز برای ابتلا افسردگی داشته باشند.

افسردگی یا دمانس؟

در اغلب مواقع به همراه دمانس افسردگی هم وجود دارد. این مساله اثرات دمانس را حادتر می کند و در افراد مبتلا یادآوری را سخت تر می کند و سبب گیجی، اضطراب و یا احساس انزوای بیشتری میشود. افسردگی ممکن است باعث تغییراتی در رفتار نیز شود، مواردی همچون بیقراری و پرسه زدن های بی هدف ، پرخاشگری، انزوا، کم اشتهایی.

تشخیص افسردگی در مبتلایان به دمانس کار مشکلی است زیرا برخی از علائم دمانس و افسردگی بسیار شبیه یکدیگرند، و به همین علت است که افراد مبتلا به دمانس ممکن است در توضیح  این که چه احساسی دارند مشکل داشته باشند. به همین دلیل لازم است برای اطمینان حاصل کردن از وضعیت فرد هر چه زودتر به متخصص مراجعه شود تا تشخیص دقیق و درمان مناسب صورت پذیرد. درصورتی که پزشک با اطمینان بیماری را تشخیص ندهد ممکن است درمان را با فرض این که بیماری افسردگی است آغاز کند اما علاوه بر این بیمار را به متخصص دیگری نیز معرفی می کند.

 

تفاوت علائم افسردگی و دمانس

در افسردگی، حتی در وضعیت حاد آن، برخی ناتوانی های معمول در دمانس مانند اختلال در بیان، اختلال در عملکردهای ذهنی، دشواری در تشخیص زمان و مکان رایج نیست، برعکس در افراد مبتلا به دمانس احتمال این که این توانایی ها دچار اختلال شوند وجود دارد. این ناتوانی ها به پزشک در تشخیص دمانس از افسردگی کمک می کند.

فرد مبتلا به افسردگی در اغلب مواقع از این که نمی تواند چیزهایی را به یاد بیاورد شکایت می کند اما با کمی تمرکز می تواند به یاد بیاورد؛ در صورتی که برای فرد مبتلا به دمانس با تمرکز هم یاداوری مشکل است و سعی می کند روی ضعف حافظه سرپوش بگذارد.

در افسردگی حاد، حافظه ممکن است دچار نقصان شدید شود و همین وضعیت است که در تشخیص آن از دمانس مشکل ایجاد می کند. با این وجود، در فرد افسرده این نقصان عمدتا منجر به افت تمرکز می شود که با درمان و بهبود افسردگی برگشت پذیر است اما این بهبودی در فرد مبتلا به دمانس اتفاق نمی افتد.

مشاوره با پزشک

باید پزشک را از این مسائل کاملا آگاه کرد که فرد مبتلا به دمانس به طور غیرعادی یا به شیوه ای نگران کننده رفتار می کند یا نه و یا اینکه بیماری سریع تر از آنچه که انتظار می رفته رو به پیشرفت است. از آنجائی که این تغییرات هم می تواند در اثر یک بیماری ایجاد شده باشد و هم در اثر عوارض جانبی داروها، این اطلاعات به پزشک در تشخیص بیماری کمک خواهد کرد.

برای تشخیص این که یک فرد دچار افسردگی است یا نه، پزشک در صورت امکان هم با خود فرد گفتگو خواهد کرد هم با همراه فرد جهت ارزیابی حالات و تغییراتی که برای فرد اتفاق افتاده است. مثلا:

🔸آیا فرد ظاهرا پریشان تر یا بی حال تر شده است؟

🔸آیا از خستگی شکایت می کند؟

🔸آیا بیشتر مواقع غمگین به نظر می آید

🔸آیا در اغلب مواقع گله و شکایت می کند؟

🔸آیا در برنامه ی خواب و تغذیه یا دیگر رفتارها تغییراتی دیده شده است؟

🔸آیا علایق خود را از دست داده است؟

 

چه درمان هایی در دسترس هستند؟

عمده ترین درمانهای افسردگی شامل روان درمانی، داروهای ضد افسردگی و توجه و حمایت های اجتماعی است.

روان درمانی

برای افرادی که در مراحل اولیه ی دمانس هستند، گفتگو درباره ی احساسات ممکن است راه مفیدی برای درمان افسردگی باشد.

🔸جلسات روانشناسی می توانند فضای حمایت کننده ای برای فرد مبتلا فراهم نماید. انواع بسیار متفاوتی از روان درمانی وجود دارد که متناسب با شرایط فرد و مراحل دمانس انتخاب می شود.

🔸شناخت-رفتار درمانی (CBT) می تواند برای غلبه بر احساسات منفی مفید واقع شود که بعضی اوقات همین احساسات منفی علت افسردگی می باشند.

🔸گروه درمانی یکی دیگر از روش های درمانی مناسب است . افراد در گروه درمانی غالبا با افرادی گفتگو می کنند که تجارب مشابهی را از سر گذرانده اند که همین امر می تواند همدلی بسیاری ایجاد کند.

داروهای ضد افسردگی

مکانیسم داروهای ضد افسردگی طولانی کردن فعالیت انتقال دهنده های عصبی (انتقال دهنده های عصبی ) در مغز است. اختلال در انتقال دهنده های عصبی ممکن است با افسردگی مرتبط باشد. اغلب داروهای ضد افسردگی برای اکثر افراد موثرند و معمولا بین ۴ تا ۶ ماه مصرف می شوند. بعضی از مصرف کنندگان داروهای ضد افسردگی متوجه شده اند که با قطع یکباره ی این داروها مشکلات زیادی پیدا می کنند بنابراین باید آنها را کم کم و تحت نظر پزشک قطع شود. در ابتدای مصرف شاید عوارض جانبی دیده شود که این عوارض به مرور زمان کاهش می یابد. در صورتی که عوارض جانبی ادامه یابد پزشک تشخیص میدهد که دوز مصرفی دارو را کم کند یا داروی ضد افسردگی دیگری را جایگزین کند.

همچنین ممکن است بین ۲ تا ۴ هفته زمان نیاز باشد تا دارو شروع به اثرگذاری نماید. دارو حتما باید با تجویز پزشک مصرف شود حتی اگر ظاهرا داروها اثر نکنند. دوزهای فراموش شده یا قطع داروها می تواند بر کارایی دارو درمانی تاثیر بسزایی بگذارد.

 روشهای دیگر

تحقیقات نشان میدهد افسردگی ممکن است با روش های دیگری نیز درمان شود. انجام فعالیت های سرگرم کننده ای که افراد مبتلابه افسردگی هنوز هم می توانند از آنها لذت ببرند، مثل کمی پیاده روی یا گردش ، مطمئن شدن از وجود کارهای روزانه ای که مایه ی تسلی خاطرند، حمایت کردن از فرد در برابر محرکهای ناخواسته  مثل سرو صداها  شلوغی و ازدحام بیش از حد و یا از احساس تنهایی و …، ایجاد تعاملات فردی بیشتر مثل گفتگو و گرفتن دست یا ماساژ ملایم.