1398-1-25

افسردگی مراقب

به عنوان یک مراقب، ممکن است احساس کنید که با وجود تمام زحمتی که می کشید، وظیفه مراقبت هر روز سخت تر شده و فرد مبتلا بیشتر به شما متکی می گردد. بروز مشکلات رفتاری باعث فشارهای عصبی بیشتر گشته، ارتباط با او کمتر و سخت تر می شود و همزمان، با از دست دادن توانائی ها نیز روبرو هستید.

مجبور شده اید بر نظافت شخصی او بیشتر نظارت داشته باشید و از طرف دیگر به دلیل روبرویی با چالشهایی از قبیل گرداندن يك منزل، از دست دادن حمایت عاطفی و درآمد مالي، پرداختن هزينه هاي سنگین خدماتي و داروئي، وابستگی عزیزتان به شما و ... زندگی برایتان مشکل شده است. ممکن است ترس از آینده، افسردگي و اضطراب به سراغتان آید.

شاید شما هم خود را در حال ضرب و شتم یا فریاد کشیدن بر سر فرد مبتلا دیده باشید. شاید حتی به خود قول داده باشید که دیگر این اتفاق رخ نخواهد داد اما باز هم به طریقی رخ می دهد. بنابراین در هنگام مراقبت از فرد مبتلا به دمانس و آلزایمر، برای اعضاء خانواده کاملا طبیعی است که به دلایل مختلف از جمله دلایل زیر احساس گناه نمایند:

  • - رفتارهایی که در گذشته با فرد مبتلا داشته اند.
  • - رفتارهایی که به دلیل شرمنده شدن از رفتارهای ناشایست فرد مبتلا داشته اند.
  • - عصبانی شدن از فرد مبتلا و آرزوی مرگ وی یا آرزو کردن در مورد نداشتن مسئولیت مراقبت از او
  • - گاهی اوقات افراد احساس می کنند که فرد مبتلا، خود باعث می شود که آنها احساس گناه کنند. مثلا می گویند: «به من قول بده که هرگز من را به خانه سالمندان نسپاری» یا «اگر من را دوست داشتی اینگونه با من رفتار نمی کردی»
  • - در مورد داشتن برنامه های تفریحی و گذراندن وقت با دوستان (بدون حضور فرد مبتلا بویژه هنگامی که فرد مبتلا، همسر اوست و همیشه اکثر کارها را با یکدیگر انجام می داده اند).
    • - به واسطه انجام اقداماتی که باعث می شود استقلال فرد مبتلا کاهش یابد به طور مثال منع کردن او از رانندگی یا تنها زندگی کردن وی، اقدامی مشکل برای اعضاء خانواده می باشد.

در حقیقت عصبانی شدن و از کوره در رفتن به خودی خود مشکل ساز و ترسناک نبوده و هشداری است که نشان می دهد شما به دلیل فشار مسئولیت، نیازمند کمک هستید. عصبانیت در مراقبین شایع است. فریاد زدن بر سر فرد مبتلا نیز شایع و طبیعی است اما باید آن را به عنوان هشداری جهت شروع افزایش خستگی و درماندگی مراقب دانست. حتی اگر این مسئله یک بار اتفاق افتاده باشد، یک علامت هشدار دهنده است.

مهم است که نشانه های افسردگی را شناخته و در صورت مشاهده علائم آن به مشاور مراجعه نمائید:

علائم و نشانه هاي افسردگي :

  • تغييرات در احساسات و ادراکات:

- گريه هاي مکرر يا فقدان پاسخ دهي عاطفي

- ناتواني از لذت بردن از زندگی

- احساس نا اميدي يا بي ارزشي

- احساس افراطي گناه يا خود سرزنشي

- فقدان صميميت نسبت به خانواده و دوستان

- بدبيني نسبت به آينده

- احساس درماندگي

- غمگيني، اضطراب، خشم و ديگر عواطف ناخوشايند

  • تغييرات در رفتار و نگرش:

- فقدان علاقه به فعاليت هاي قبلي و کناره گيري از ديگران

- توجه نکردن به ظاهر شخصي

- تحريک پذيري (به آساني دستخوش خشم شدن)

- نارضايتي کلي از زندگي

- ضعف حافظه، عدم تمرکز،اشکال در تصمیم گیری

  • تغييرات جسماني و شکايات بدني:

- خستگي مزمن و فقدان انرژي

- فقدان کامل اشتها يا پرخوری

- بي خوابي، بيداري زود هنگام صبحگاهي

- سردرد

- مشکلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشکال در هضم و تغيير در کارکردهاي روده اي مثل يبوست

- چرخه هاي نامنظم قاعدگي

- کاهش يا افزايش غير متعارف وزن

- فقدان يا کاهش تدريجي ميل جنسي

اگر کنترلتان را از دست داده و عصبانی می شوید و کارهایی را انجام می دهید که بعدها پشیمان می شوید، باید کمک بگیرید:

- شما نیازمند این هستید که به طور منظم از فرد مبتلا دور شوید.

- به فردی نیاز دارید که بتوانید با او صحبت کنید، فردی که بتوانید از خستگی ها و درماندگی هایتان با او صحبت کنید.

- باید وظایف مراقبت های تمام وقت تان را بر عهده فرد دیگری بگذارید مثلا مرکز مراقبت روزانه یا پرستار در منزل.

با انجمن دمانس و آلزایمر تماس گرفته و در گروه های حمایت کننده اش شرکت نمایید که راه حل چنین مشکلاتی را می دانند و شما را در زمینه منابع کمکی، یاری می نمایند.